حضرت زینب(س) از همان کودکی هیچ وقت از برادرش جدا نمیشد. حتی وقتی قرار شد ازدواج کند، با همسرش شرط کرد: هرجا حسین(ع) رفت من هم باید با او بروم و خانه ام باید در کنار خانه حسین(ع) باشد. به خاطر همین وقتی امام حسین (ع) راهی کوفه شد، حضرت زینب (س) هم با دو پسرش همراه او رفت.
در مسیر کوفه کم کم خبرهای بدی میرسید؛ مسلم فرستاده امام حسین (ع) را شهید کرده بودند. همان وقت امام(ع) به کاروانش اعلام کرد پایان راهی که ما میرویم شهادت است. از همانجا چند نفر راهشان را از امام جدا کردند و رفتند. اما یک نفر هم بود که هرگز نمیخواست امام را تنها بگذارد. او زینب(س) بود. کاروان امام حسین (ع) به کربلا رسید. در روز عاشورا یاران امام یکی پس از دیگری جنگیدند و شهید شدند. وقتی علی اکبر، پسر بزرگ امام حسین (ع) شهید شد، حضرت زینب(س) خیلی بیتاب شد. امام حسین(ع) به او گفت: خواهرم امروز غم و غصه ها زیادند مبادا پیش چشم دشمن گریه کنی.