یکی از ضعفهای مبنایی روش شناسی علوم انسانی در کشور ما به حوزه تحقیقات و پژوهشها مربوط است، که این امر ناشی از عدم توجه به مبانی منطقی روشهای تحقیق است. این مسئله باعث شده که حوزههای مختلف علم در کشور با چالشهای جدی در استفاده از روششناسیهایی که متناسب با جامعه باشد روبه رو شوند، و به تبع آن باعث غالب شدن مشکلاتی جدی در حوزه علوم انسانی شده است. افزون بر این استفاده بسیار جزئی از روشهای کیفی نیز در پژوهشهایی که در دانشگاهها انجام میگیرد و عمدتاً به دلیل غالب بودن روشهای اثباتی در مجامع علمی کشور است، بر پیچیدگیهای مسئله میافزاید. غالب شدن روشهای تحقیق کمّی و مبانی منطقی آن، باعث ضعف و کاستی روزافزون حوزههای علم و دانش و به خصوص حوزه علوم انسانی شده است. اکنون که با عنایات خداوند متعال چاپ دوم کتاب مبانی پارادایمی روشهای کمی و کیفی تحقیق در علوم انسانی از سوی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه به انجام رسیده است؛ با توجه به عنایت همکاران و استادان محترم و گرانقدر در پژوهشگاه حوزه و دانشگاه قرار بر این شد تا کتاب یاد شده به صورتی تدوین گردد که مطابق اسلوبهای درسی دانشگاهی باشد. از این رو با توجه به حجم زیاد مطالب بخش دوم آن ،با عنوان روش شناسی تحقیقات کیفی در قالب یادشده کتاب حاضر عرضه میشود. طبیعی است که در ورود به واقعیتهای انسانی که ماهیتاً متفاوت از ماهیت واقعیت در علوم تجربی یا علوم ،دقیقه اند باید ملاحظات روشی خاصی را لحاظ کرد. عدم توجه به این امر باعث میشود نتایج تحقیقات در کشور ما یا دقیق نباشد یا قابلیت عملکردی پیدا نکند. در رابطه با روشهای تحقیق کیفی و چگونگی فرایند انجام آنها تألیفات زیادی به صورت کتاب یا مقاله در کشور انجام گرفته است. در بسیاری از این تالیفات، بر منطق و مبانی پارادایمی یا نظری این تحقیقات تمرکزی نشده است و همین امر باعث شده دانشجویان مقاطع مختلف تحصیلی با چگونگی و علت ظهور چنین رویکردهایی آشنا نباشند. هر چند مبانی پارادایمی این تحقیقات به طور کلی به مبانی پارادایمی رویکردهای تحقیق کیفی بر می گردد؛ اما عدم توجه به نقاط افتراق آنها نوعی سردرگمی فکری برای دانشجویان به وجود آورده است. برای مثال مبانی منطقی و پارادایمی تحقیق ،زمینهای یا پدیدارشناسی شاید شبیه به هم تلقی گردد؛ این در حالی است که این دو روش، دارای تفاوتهای جدی چه در منطق و چه فرایند تحقیق هستند. از این جهت ممکن است دانشجویی با این سؤال مواجه شود که تفاوت این دو رویکرد چیست و این دو دارای چه نقاط ،افتراق یا شباهت هستند. اگرچه ممکن است روشهای تحقیق دیگری در حوزه تحقیقات کیفی فعال باشند، اما تمرکز بر روشهایی است که عمدتاً در کشور ما معرفی شده و گاه در تحقیقات علوم انسانی از آنها استفاده میشود.
در اینجا لازم است به چند نکته اشاره شود نخست چنان که در مقدمه کتاب مبانی پارادایمی روشهای کمی و کیفی تحقیق در علوم انسانی اشاره شده، این کتاب حاصل تحقیقات گسترده ای از سالهای متمادی تدریس نگارنده در حوزه روشهای تحقیق کمّی و کیفی و پارادایم های علم است که در مقاطع مختلف تحصیلی از کارشناسی تا دکترا انجام گرفته است. توجه به مفاهیمی که استادان نگارنده، آقایان دکتر آقاجانیان، پروفسورآن دانیل، پروفسور لووجوی، پروفسور هامفری ۳ و پروفسور کسلر ۴ در رابطه با توجه و تمرکز بر منطق تحقیق و نیز درخواست بسیاری از دانشجویان مقاطع مختلف تحصیلات تکمیلی مبنی بر مکتوب نمودن مباحث ارائه شده در رابطه با منطق تحقیق باعث انگیزه ای جدی برای چاپ کتاب شد.