ناصر تند تند و نفس نفس زنان به طرف کلاس رفت. دیر کرده بود. در کلاس باز بود. معلوم بود هنوز آقای شهابی نیامده است. وارد کلاس شد و روی صندلیاش نشست. مثل همیشه قیافهای در هم و برهم داشت؛ غبارآلود، با موهای آشفته. کیف چرک و زوار دررفتهاش را روی میز انداخت. با لبهی پیراهنش عرق صورتش را پاک کرد. بغل دستیاش، احمد، نگاهی به او کرد و گفت: «اوه پسر چه بوی بدی میدهی! فکر کنم یک ماهی حمام نرفته باشی!» و با اخم صندلیاش را کمی آن طرفتر کشید. رامین از صندلی جلویی به طرف ناصر برگشت و با خنده گفت: «ببینم ناصر، روز تولدت کی هست!؟» ناصر گفت: «به تو چه؟» _ اخر میخواهم ادکلن، عطری برایت هدیه بیاورم! _ لازم نکرده این قدر ولخرجی کنی! (مجموعه کتاب سلام بر گل نجمه) درباره نویسنده: محمود پوروهاب شاعر و داستان سرای کودک و نوجوان است. که بالغ بر 100 کتاب از او منتشر شدهاست. کتابها و اشعار ایشان بسیار ساده، روان و قابل فهم است. کتابهای محمود پوروهاب بسیار متعدد هستند. جوایز مختلفی به کتابهای ایشان داده شدهاست که میتوان به از احد تا احد، پر از بوی گلابی، مردی که اسرار زمین را میدانست، امام گلها، صدای زلال بلال و… اشاره کرد. کتابهای محمود پوروهاب به حدود 100 عدد میرسند که بخش اعظم آنها، برای کودکان و نوجوانان نوشته شدهاست.