همین چند روز پیش کیت، میا، لینی و گبی دریچهای مخفی به درهی ورجک، یعنی سرزمین پری های جزیرهی ناکجاآباد پیدا کردند؛ یا بهتر است بگوییم دریچه آنها را پیدا کرد. این بار دخترها مه درخشان و عجیبی را در سرزمین پریها دیدند که خود پریها را هم سرگدان کرده بود؛ برای همین همگی در یاط جمع شدند تا با هم مشورت کنند. اما یکدفعه از چمنزار صدای شیههای بلند و رعدآسا شنیدند. فکر میکنید ماجرا از چه قرار باشد؟