شناخت و ارزیابی شخصیت موضوعی است که از دیرباز وجود داشته است با مراجعه به کتابها و آثار به جای مانده از پیشینیان (یونان، چین و رومی) میتوان شواهدی یافت، مبنی بر اینکه افراد را براساس ویژگیهای آنها برای مشاغل مختلف انتخاب و گزینش میکردند. افلاطون و ارسطو در آثار خود از تفاوتهای افراد سخن گفتهاند، گرچه در آن زمان ابزارهای دقیق برای سنجش و اندازه گیری این تفاوتها وجود نداشت ولی برخی تلاش کردند ابزارهای ابتدایی برای این منظور تهیه کنند.
فعالیت در زمینه آزمونهای روانی به صورت دقیق و علمی از اواخر قرن ۱۹ آغاز شده است. نخستین آزمون روانی توسط بینه و همکارش سیمون در سال ۱۹۰۵ برای سنجش و اندازه گیری تواناییهای هوشی کودکان ساخته شد، به همین جهت از بینه به عنوان پدر آزمونهای روانی یاد میشود پس از آن آزمونهای زیادی ساخته شد. یک بخش از این آزمونها را آزمونهای شخصیت تشکیل میدهد که به دو دسته عینی و فرافکن طبقه بندی میشود.
در رویکردهای سنتی یکی از مفروضه های اصلی پرسشنامههای ،شخصیت جهان شمولی آنها است. این در حالی است که رویکردهای جدیدتر بر جنبه های فرهنگی تأکید دارند و میگویند: متغیرهای فرهنگی باید در درمانها و ابزارهای سنجش مورد توجه قرار گیرد. از سوی دیگر، جهت گیری روان شناسی امروز به سمت تواناییهای مثبت و ارتقای بهداشت روانی برخی پژوهشگران سعی کردهاند از ظرفیت منابع دینی در این زمینه کمک بگیرند. بر پژوهشگران در چند دهه اخیر ساخت آزمونهای روانی مبتنی بر آموزههای دینی را وجهه کار است.