کتابی که در دست دارید کتاب اصول موفقیت نیست. قطعاً شما هم در میان انبوه کتابهای موفقیت که در کتاب فروشی ها موجود است به این اسامی برخوردهاید. پنج راه برای رسیدن به موفقیت؛ ده کاری که فلان فرد موفق انجام میدهد؛ بیست عادت افراد همیشه موفق؛ جالب است بدانید که افراد موفق کمتر وقت میکنند دربارۀ موفقیتهایشان کتاب بنویسند. اغلب افراد دیگری زندگی آن@ها را مطالعه و فرمولهای موفقیتشان را طبقه بندی میکنند، سپس این فرمول ها را با دیدگاههای شخصی خودشان میآمیزند و یک نسخهٔ همگانی در اختیار مخاطبان قرار میدهند. معمولاً هم این روشها و نسخه پیچیدنها روی هیچ کس جواب نمیدهد.
واقعیت این است که آدمهای موفق همان افراد با انرژی بالا هستند؛ فرقی هم نمیکند که برای مثال هر روز رأس ساعت پنج صبح بیدار شوند یا دوازده ظهر، ولی اکثر کتابهایی که دربارۀ آنها نوشته شده است، به جای پرداختن به این امرِ مشترک (یعنی همان سطح بالای انرژی که در این افراد وجود دارد به چیزهایی سحرخیزی، تحصیلات و ... پرداختهاند. تقلید از امور فرعی نیز هیچ وقت کسی را به موفقیت نمیرساند. چون انرژی اصل است و باقی چیزها فرع. آیا تا به حال برایتان پیش آمده که باید کاری را شروع کنید اما مدتهاست که درجا میزنید و اقدام نمیکنید؟ آیا تا حالا شده یک ایده عالی داشته اما آن را عملی نکرده باشید و ببینید که یک نفر دیگر همان کار را انجام داده است؟ آیا برایتان پیش آمده که به خودتان بگویید ای کاش چند سال پیش از فلان موقعیت استفاده میکردم؟