کتاب حاضر، داستانی است که با بيانی روان ويژه نوجوانان نگاشته شده است. در اين داستان زئوس، پسرش آپولو را که ايزد خورشيد، موسيقی، کمانداری، شعر و چيزهای ديگر است، برای تنبيه به شکل آدميزاد به زمين تبعيد کرده؛ يک نوجوان شانزدهساله دست و پاچلفتی با صورت جوش جوشی به نام لسير. تنها راه بازگشت آپولو به جايگاه حقيقی خود در کوه المپ اين است که چند پيشگو را که به دست نيروهای تاريکی افتادهاند، آزاد کند.