به دادم برسین
هیچ کس فکرشم نمیکرد این همه اتفاق توی یه تابستون بیفته!
خداییش خودمم فکرشو نمیکردم!حتی بهترین دوستم لیو
و حتی عزیزان دست اندرکار هنرستان ایربروک هم فکرشو
نمیکردن!همون هنرستانی که قرار بود کلاس هفتم برم اونجا!
دقت کنین : «قرار بود...» دقت کردین؟الکی که اسم کتاب
قبلی رو نذاشته بودم «چه وضعیه بابا!»
کلاس ششم تازه اولش بود....هنوز کلی از ماجراهام مونده!