از ابتدای تحصیل در رشته روان شناسی همواره اصطلاح «روان شناسی اسلامی» بـرای مـن پرجاذبه و علاقه برانگیز بود. مشتاقانه این موضوع را در مباحث اساتید، دوستانم، رسانه ها، مجلات و... دنبال میکردم؛ اما همیشه احساس میکردم که این مطالب اگرچه هم برآمده از روان شناسی و هم وامدار آموزههای اسلامی است اما روان شناسی اسلامی نیست و درواقع فاقد یک نظام و چینش منطقی لازم است؛ به گونه ای که بتوان آن را یک مکتب روان شناسی در کنار سایر مکاتب دانست. تقریباً هر مقاله و کتابی را که در رابطه با این موضوع میخواندم این به نظرم میرسید که نویسنده تنها به بخشی از روان انسان از دیدگاه اسلام و روان شناسی پرداخته است؛ کم کم به این باور رسیدم که هر کس-علی رغم کوششهای زیاد و قابل تقدیر-بنا به ذوق و تخصص و فهم خود تنها به زاویهای خاص و جزئی از روان شناسی اسلامی پرداخته است و در واقع این نظریات خاص و جزئی بودند که پس از شرح و توضیح در مجموعه ای با عنوان روانشناسی اسلامی منتشر شده بودند.
تا اینکه در سال ۱۳۸۵ و پس از تأکیدات مقام معظم رهبری بر راه اندازی «جنبش نرم افزاری در علوم انسانی و بومی سازی آنها در حوزه های علمیه و دانشگاهها رادیو معارف» در اقدامی ابتکاری، برنامه ای با نام «نقد» و «نظر» تدارک دید که در آن کارشناسانی از حوزه و دانشگاه حول محور بومی سازی یکی از رشتههای علوم انسانی مانند اقتصاد، جامعه شناسی، مدیریت و.... به بحث و نقد و نظر میپرداختند. روانشناسی یکی از موضوعاتی بود که طی ۱۸ جلسه با حضور کارشناسان به بحث گذاشته شد. مباحث جذاب علمی و گاه چالش برانگیزی که در این برنامه مطرح میشد و نیز استفاده از کارشناسانی که در میان اساتید و دانشجویان روانشناسی شناخته شده و در عرصه بومی سازی روانشناسی صاحب نظر بودند باعث شده بود من این برنامه را همچون دیگر علاقمندان به این موضوع جدیتر دنبال کنم.