در ترم اول تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی، شور و شوق پژوهش و تحقیق مرا بر آن داشت؛ تا به پیشنهاد یکی از دوستان فاضل و برای دو درس جزایی و سمینار پیرامون، قواعد فقه جزایی مطالعه و تحقیق کنم. در نتیجه دو قاعده «ثبوت دیه در صورت انتفای قصاص و لزوم پرداخت دیه قبل از قصاص از سوی قصاص کننده در موارد لازم» نوشته شد. چندی بعد به هنگام تدریس قواعد فقه (۲) در مقطع کارشناسی، که در موضوع قواعد فقه جزایی است، این حقیقت بیشتر روشن شد که در زمینه قواعد فقه جزایی که به حدود قصاص، دیات و تعزیرات اختصاص داشته باشد و به تعبیر دیگر قواعد جزای عمومی نباشد. کاری صورت نگرفته و تنها یکی دو قاعده همچون قاعده درا به صورت مقاله ارائه شده است. به همین جهت هنگام نگارش پایان نامه کارشناسی ارشد، به مناسبتی قاعده التعزير لكلِّ حرام را نوشتم. کم کم این اندیشه که خود دست به کار تألیف کتابی در این زمینه شوم به ذهن خطور کرد. پس از چندی و به مناسبتی با دبیر وقت گروه حقوق پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در این باره مشورت کردم. وی با استقبال از این کار پیشنهاد ارائه طرح نامه را به پژوهشگاه داد. طرح نامه تهیه و در گروه حقوق مطرح شد و به تصویب رسید.
در ابتدا کار بسیار سخت جلوه میکرد و سخت هم بود؛ این سؤالها پیش میآمد که کدام یک از احکام ابواب، حدود قصاص دیات و تعزیرات قاعده اند؟ این قواعد چگونه تبیین و نوشته شوند به گونه ای که شیوه ورود و خروج مباحث در همه آنها یکسان باشد؟ و آیا آنقدر میتوان پیرامون آنها بحث کرد که در شأن یک قاعده فقهی باشد؟ بحمد الله خداوند منان دستگیری نمود و کار اندک اندک به انجام رسید و در برخی روش بررسی دیدگاهها در حوزه روانشناسی علمی، از نوع تحلیلی تاریخی است که سعی بر آن بود جدیدترین و مناسب ترین منابع بهداشت روانی با استفاده از جستجو در پایگاه های اطلاع رسانی تعیین و تهیه شود. در بخش متون اسلامی استفاده از آیات قرآن در همه بحث ها در اولویت بوده و برداشت از آیات با بهره گیری از روشهای معمول در تفسیر قرآن بوده است. در استفاده از کلمات پیامبر الله و اولیای دین اسلام لاله ها و نیز در هر بحث به چندین روایت مراجعه شده است؛ هر چند در مورد بررسی سندی موشکافی در کار نبوده ولی سعی شده است که از روایات کتابهای معتبر روایی استفاده شود و در هر موضوع چند روایت مورد توجه قرار گیرد. برداشت ما در این کتاب از بهداشت روانی امری فراتر از نبود. بیماریهای روانی و در یک معنا ارتقای کارایی و شکوفاسازی استعدادهای انسانهاست. الگوی مورد پذیرش این کتاب همه جنبه های زیستی روانی اجتماعی و دینی انسان را در برمیگیرد. سلامت روانی انسان عبارت است از انسجام، استقلال و شکوفایی فطرت زیستی و روانی انسان که در اثر ارتباط سالم و مؤثر فرد با خویشتن دیگران و نظام هستی و محور آن یعنی خداوند به دست میآید.