قرآن مرتبه ای از علم الهی و جامعترین، استوارترین و آخرین رهنمود خداوند برای دستیابی به صلاح و فلاح و سعادت دو جهان است. ویژگیهای منحصر به فرد این کتاب بزرگ سبب گردیده است که نه تنها مسلمانان بلکه دانشمندان ادیان و مذاهب دیگر نیز به دیده اعجاب به آن بنگرند و درصدد کشف رمز و رازها و مطالب ژرف، بدیع، هدایتگر و سازنده آن برآیند.
متأسفانه بخش قابل توجهی از تلاشهای انجام گرفته در این خصوص به ویژه تحقیقات دانشمندان غير مسلمان - به دليل منقح نبودن زوایای روششناسی تفسیر قرآن برای آنان از نقاط ضعف و نارساییها و انحراف و کجرویهای غیر قابل اغماض مصون نمانده است. همین مسأله، پرداختن به ابعاد مختلف رو شناسی تفسیر را - برای دستیابی به روش صحیح و محک زدن تحقیقات انجام گرفته - ضروری میسازد. از سوی دیگر به همان میزان که دستیابی به مفاد صحیح آیات و مراد واقعی خداوند در سعادت انسان و حل معضلات فردی و اجتماعی نقش مثبت دارد، انحراف آگاهانه یا ناخودآگاه در این زمینه تأثیر منفی بجای خواهد گذاشت؛ به همین دلیل میتوان گفت: به تبع عظمت و سترگی قرآن مجید آگاهی از روش صحيح فهم و تفسیر قرآن از منزلت و موقعیتی بس بزرگ برخوردار است در یک نگاه کلی به روش شناسی تفسیر قرآن می توان از شش محور اساسی در این حوزه به شرح زیر سخن به میان آورد مبانی تفسیر قواعد تفسير منابع تفسير علوم مورد نیاز مفسر، شرایط مفسر و شيوه تفسير؛ در مبانی تفسیر از اصول بنیادینی سخن گفته میشود که هر نوع موضع گیری در خصوص آنها موجودیت تفسیر و یا قواعد روش تفسیر را تحت تأثیر قرار میدهد. مباحثی از قبیل اعجاز قرآن و ابعاد آن مصونیت قرآن، امکان دستیابی به مراد خداوند و زبان قرآن از مبانی تفسیر به شمار میآیند.
قواعد تفسير مجموعه ضوابط کلی ای را در برمیگیرد که مفسر در هنگام تفسیر باید با رعایت آنها و بر طبق آنها به تفسیر قرآن بپردازد توجه به مفاهیم واژه ها در زمان نزول مدنظر قرار دادن همه معانی واژه ها در نظر گرفتن ،قرائن مبنا قرار دادن علم و علمی در نظر گرفتن انواع دلالتها و نظائر آنها از جمله قواعد تفسیر قرآن است.
منابع تفسیر ناظر به دادههایی است که نوعی معرفت و شناخت در باب موضوعی خاص و مرتبط با معارف قرآن را در اختیار مینهد و آگاهی از آنها در فهم صحیح یا بهتر آیات مفسر را یاری میرساند مانند منابع رواییی و تاریخی علوم مورد نیاز به منظومههای معرفتیای اطلاق میشود که در بردارنده معیارهای ارزیابی دادهها و دریافتها میباشند و مفسر با قوانین و معیارهای آن علم خاص میتواند صحت و سقم برداشتها و دادههای تفسیری را تشخیص دهد. مانند علوم ادبی (صرف، نحو، معانی بیان فقه اللغة). در پاره ای از موارد داده ها قوانین و نظریات علمی بدست آمده در یک علم نیز در زمره علوم مورد نیاز قرار میگیرند که توضیح بیشتر این نکته را در فصل مربوط به آن خواهید یافت.
در شرایط مفسر از ویژگیها و توانمندیهای فکری و روحی و مهارتهای مفسر قرآن که در تفسیر نقشی ایفا میکند بحث میشود و سرانجام مقصود از شیوه تفسیر بیان مراحل مختلفی است که یک مفسر برای دستیابی به مراد خداوند میپیماید طبیعی است که این مراحل در تفسیر ترتیبی و موضوعی متفاوت است و تقدم و تأخر تفسير ترتيبى و موضوعی بر یکدیگر و عدم آن خود یکی از مسایل مورد بحث در همین باب است.