ستارگانی درخشان و تماشایی در آسمان زندگی ما؛ این عزیزان که بهترین الگوهای زندگی ما هستند تمام رفتارهایشان زیبا و دیدنی بود و تمام سخنهایشان شیرین و شنیدنی است. از میان هزاران حدیث و سخن زیبایی که از آنها به یادگار مانده است؛ هفتاد حدیث انتخاب کردهایم. از هر معصوم پنج حدیث؛ و آن را با دوبیت «شعر» و «قصه ای کوتاه» همراه کردهایم. حدیث٬های انتخاب شده دربارهی موضوعات گوناگون است. موضوعاتی که از کودکی تا بزرگی همیشه با آنها سر و کار داریم. بدون شک اگر فرزندان ما از کودکی با این گوهرهای ناب و کلیدهای طلایی زندگی ساز آشنا باشند در بزرگی از آنها بهرههای فراوانی خواهند برد. امیدواریم کودکان عزیز از خواندن این مجموعه که سرشار از گلهای خوش بو و تماشایی است لذت ببرند.
گزیدهای از کتاب
خسته از خواب
ساعت هشت و نه و ده و یازده هم گذشت اما هستی هنوز خواب بود.
پدرم کنارش رفت و گفت هستی جان هستی !پاشو
هستی چشمهای باد کردهاش را نیمه باز کرد و گفت مگر ساعت چند است؟
من با صدای بلند گفتم اگر یک ساعت دیگر بخوابی به جای صبحانه باید ناهار بخوری. هستی از جا بلند شد و توی رختخوابش نشست. صورتش پُف کرده و چشمهایش تنگ شده بود. گفت: من میخواستم ساعت نه بیدار شوم ولی از بس خوابیده بودم خسته شده بودم، به همین خاطر دوباره خوابیدم تا خستگی خواب از تنم در آید. شوخیِ قشنگش همه را به خنده انداخت.
مادرم :گفت هر چیزی اندازه دارد. حتی خواب خواب زیاد هم برای سلامتی خوب نیست و هم خدا آن را دوست ندارد.