کتابی که پیش رو دارید به بررسی علل جرم اختصاص دارد و به بیان دقیقتر به تشر دیدگاه های متنوع و گاه ضدونقیض، موجود در حوزه جرم شناسی و تلاش آنها در تبیین این نکته میپردازد. که چرا گونههای خاصی از افراد به گونههایی خاص از رفتار دست می زنند؛ رفتارهایی که جامعه، آنها را دارای ماهیتی مجرمانه میشناسد. هدف این فصل آشنا ساختن خواننده با مطالعه جرم است و در این مسیر
میکوشد تا به بررسی مجموعه ای از مسائل مربوط به تعریف جرم و سنجش ١ آن بپردازد. بخش عمده ای از این فصل به تشریح ملاکهایی اختصاص دارد که به کار متمایز ساختن دیدگاه های متعدد موجود درباره جرم میآید.
۱. measurement ؛ این مضمون که با تعبیر «اندازه گیری نیز معادل گذاری شده است، یکی از مسائل اساسی علوم تجربی به حساب میآید و هر چند تعریفهای گوناگونی از آن ارائه شده، مفهوم کلی آن عبارت است از فرایند نسبت دادن اعداد به اشیا یا وقایعی خاص برحسب قواعدی مشخص توضیح آنکه اتکای علوم تجربی بر مطالعه منظم و عینی پدیده های تجربی سبب شده است تا این علوم کار خود را بر روش@های کمّی، پدیدههای آماری مبتنی سازد و یکی از گامهای اولیه و اساسی فهم و شناخت پدیدههای مورد نظر خود و همچنین روابط میان آنها را بیان آن پدیده ها و روابط در قالب اعداد و ارقام قابل مطالعه توسط روش@های کمی بداند کاری که در عمل با نسبت دادن ارزشهای کمّی و سنجش پذیر به آنها امکان مییابد. در عین حال، ناملموس بودن بخش عمدهای از ساختها و مفاهیم مورد مطالعه در علوم انسانی، تجربی سبب میشود که تحقق «سنجش با شناخت و معرفی ویژگیهای ملموس و سنجش پذیر آنها ممکن گردد. کاری که در این علوم تعريف عملیاتی نامیده میشود.» بر همین اساس موضوع سنجش جرم را ویژگیها و ابعاد سنجش پذیر این پدیده تشکیل میدهد. این ویژگیها و ابعاد نیز بر حسب الگوها و روندهای موجود در موارد وقوع جرم یا جرم های مورد مطالعه و در پاسخ به پرسشهایی از این قبیل تعریف میشود. میزان ارتکاب جرم یا جرمهای یاد شده در طول یک سال اینکه چه کسانی آنها را مرتکب میشوند.
محور زیر عنایت میشود:
نخست سطحهای مختلف تحلیل که در تبیین جرم به کار می رود و دیگر دیدگاههای مختلف سیاسی ای که ارتباطی مستقیم با تحلیل های جرم شناختی دارد. بنابراین یکی از مقصودهای اصلی این فصل به دست دادن تصویری معنادار از این نکته است که چگونه میتوان با نگاه به موارد تشابه و تفاوت دیدگاههای نظری از منظری کلی، آنها را از یکدیگر متمایز ساخت.
جرم شناسی به عنوان یک قلمرو تحقیقی
در آغاز و پیش از بحث در باب ماهیت جرم بیان سخنی مختصر درباره جایگاه جرم شناسی به عنوان یک حوزه، تحقیقی خالی از فایده نیست. زیرا چنانکه در مباحث آتی خواهیم دید جرم شناسی همانند خود جرم ،مجموعه ای نیست که از ابعادی کاملاً یکدست و یکپارچه برخوردار باشد؛ بلکه دیدگاههایی متنوع و ضدونقیض را در درون خود جمع آورده است. دیدگاههایی که گوناگونی آنها را باید در پرتو شناخت زمینههای اجتماعی ای مورد توجه قرار داد که معارف عقلی بشر در بستر آن تولید میشود برای مثال میتوان دید که فرایند تولید ،معرفت به خودی خود از طبیعتی اجتماعی و مادی برخوردار است بر همین اساس است که هنگام تولید گونه ای خاص از انواع معرفت ناگزیر باید پرسید که چه کسی کنترل این فرایند را به دست دارد؛ و البته نه فقط کنترل تولید آن معرفت را زیرا این پرسش هم در زمینهٔ مالکیت نتایج پژوهشی و نظری آن معرفت و هم درباره کاربرد این نتایج مطرح است. به همین شکل میتوان ملاحظه کرد که شکلی خاص از «معرفت» یا گونهای خاص از «حقیقت»، همواره به شکلی رسمیت یافته یا نمایان در دسترس همگان نیست این وضعیت نیز از علل گوناگونی سرچشمه میگیرد. مثلاً آنکه ممکن است بازاری برای عرضه و رواج آن «معرفت» یا «حقیقت» موجود نباشد.