1- عقل و اندیشه سرمایه ارزشمند انسان در زندگی است که به مدد آن بر جهان طبیعت چیره میشود، به علوم و فنون مختلف راه مییابد و همه چیز را در خدمت خویش میشود در میآورد. پیدایش و گسترش علوم مختلف نیز مرهون همین گوهر گرانبهاست؛ زیرا تنها در سایه تفکر و اندیشه میتوان به استدلال و استنتاج پرداخت و به قواعد کلی و تعمیم پذیر دست یافت اما پرسشی که همواره ذهن اندیشمندان را به خود مشغول داشته این است که چگونه بیندیشیم تا به اشتباه و خطا دچار نشویم و بر اساس چه قواعد و ضوابطی استدلال تا به نتایج درست دست یابیم. به مرور زمان این حقیقت پذیرفته شد که تفکر و استدلال باید بر پایه موازین و ضوابطی صحیح و معقول سامان یابد تا انسان را به نتیجه ای درست و پذیرفتنی رهنمون کند. از این رهگذر علمی، به نام منطق پدید آمد تا راه و رسم درست اندیشیدن را ترسیم کند و شیوههای استدلال و کشف مجهولات را مشخص نماید. بی جهت نیست که در تعریف علم منطق گفتهاند منطق ابزاری است که ذهن را از انحراف و خطا در اندیشه باز میدارد کنیم.
2- «منطق در مفهوم عام خود شیوه درست اندیشیدن و درست استدلال کردن را میآموزد و کیفیت چینش معلومات برای رسیدن به مجهولات را نشان میدهد. (منطق) به این مفهوم در همه علوم به کار میرود و به همین اعتبار به آن «منطق عمومی» گفته اند. صاحب نظران علوم مختلف به تدریج دریافتند که استدلال علمی برای کشف مجهولات و استنتاج قواعد کلی در هر علم علاوه بر قواعد عام منطق، نیازمند ضوابط و موازین ویژه ای است که باید با توجه به ماهیت، مبانی اهداف و مسائل آن علم تدوین و تنظیم شود. به بیان دیگر هر یک از علوم بشری، با توجه به عناصر یاد شده روش تحقیق و منطق ویژه ای میطلبد که بی توجهی به آن باعث انحراف در مسیر رشد و گسترش آن علم و موجب درهم ریختن سامان علمی آن خواهد شد. به همین جهت بسیاری از اندیشمندان کوشیدند تا با توجه به ماهیت مبانی و اهداف هر علم قواعد ویژۀ تفکر و استدلال و به دیگر سخن منطق آن علم را به صورت منسجم و قاعده مند ترسیم نمایند در این راستا تلاش فقیهان اسلامی و حقوقدانان قابل توجه است.