فهرست
بخش اول
جنگ با شانس
بازگشت ابدی
بخش دوم
علم طبقه بندى
کل گرایی
حدسهای سورانه
بخش سوم
نگاهی به گذشته
گزیده ای از کتاب
سانتا مارينا
در روستای اجدادی ام در شمال سوریه در بالای یک کوه کلیسای سانتا مارینا قرار دارد. هر چند برخی مکاتب دیگر، مانند بیتینیا یا سایر استانهای آناتولی امپراتوری روم شرقی ادعا میکنند که این قدیس متعلق به آنهاست.
مارینا، در قرن پنجم در خانواده ثروتمندی بزرگ شد. بعد از مرگ مادرش، پدر او تصمیم گرفت زندگی شهری را ترک کند و به شیوه راهبان زندگیاش را ادامه دهد. او میخواست ادامه زندگی اش را در غاری که در میان صخرههای دره کنوبیـوم (قانوبین) در کوههای مرکزی، لبنان در حدود هشت مایلی روستای من بگذارند مارینا نیز با اصرار به او پیوست و خود را با نام مرینوس به جای یک پسر به همه معرفی کرد پس از یک دهه و بعد از مرگ پدرش دختر صاحب مسافرخانه روستا از یک سرباز رومانیایی صاحب فرزندی شد. دختر صاحب مسافرخانه و خانواده او از ترس تلافی سرباز رومانیایی، از مارینا شکایت کردند مارینا این جرم را پذیرفت، هر چند او برای اثبات بی گناهی خود نیازی به هیچ وکیلی نداشت. او از افشای هویت جنسی خود امتناع کرد تا نسبت به هویت رهبانی خود و قداست،رسالت خود، وفادار باقی بماند؛ بنابراین مارینا مجبور شد کودک را بزرگ کند و برای توبه در مقابل عملی که هرگز مرتکب آن نشده بود ده سال از عمر خود را مانند فقرا در خارج از صومعه زندگی کند. مارینا، از سوی افراد و همتایان خود تحقیر میشد. با این وجود او ایستادگی کرد و هرگز در برابر وسوســـه افشای حقیقت تسلیم نشد. جنسیت او بعد از مرگ نابهنگامش و در مراسم تطهیر مشخص شد و جرم متهمان بعد از مرگ وی فاش شد و به این ترتیب او به یکی از افراد
مقدس در مکتب ارتدکس یونان تبدیل شد.
داستانهاگیا مارینا، نشان دهنده نوع دیگری از قهرمانی است؛ یعنی انجام اقدامات شجاعانه منحصر به فرد به خطر انداختن زندگی خود برای یک هدف بزرگ و تبدیل شدن به قهرمان یک جنگ و مبارزه برای رسیدن به مرگ فلسفی و ایستادگی با وجود تمام ضرباتی که دریافت کرده,ایم. ایستادگی در برابر طعنه ها و تحقیرهای دیگران، بدون انتظار پاداش، بسیار دشوار است. حتی دردهای شدید نیز از بین میروند،اما تحمل درد طولانی بسیار دشوار و قهرمانانهتر است.