دو مقوله جنسیت و نقشهای جنسیتی سبب قشربندیهای جنسیتی در جامعه میشود و افراد را به دو گروه زنان و مردان تقسیم و برای هر گروه نقشهای همترازی را ترسیم می کند. هر جامعه ای با اغراق آمیز کردن جنبههای واقعی و خیالی تفاوتهای زیستی و روانشناختی زن و مرد نگرشها، کُنشها و نقش های دو سویه ای را در رابطه با دو مجموعه زنان و مردان طبقه بندی و ترسیم میکند. شاخصترین و فراگیرترین نهادی که در میان همه ملل و فرهنگ ها وجود دارد و تفکیک نقشهای جنسیتی در آنها تبلور روشن و سازنده ای دارد، نهاد خانواده است. در این نهاد پُرگستره، افزون بر اینکه از زن و مرد انتظار میرود تا به نقشهای هم تراز و متجانس با ظرفیتهای زیستی و روان شناختی بپردازند، همنوایی زنان و مردان را با نقشهای مورد انتظار تشویق و ناهمنوایی آنان را با نقشهای مورد انتظار سرزنش میکند. اگرچه نقشهای جنسیتی در همه ملل و فرهنگهای کهن و نو در سطوحی تقریباً مشترک بوده ولی تمایزهای زیادی نیز در گستره تاریخ و تحولات نهاد خانواده وجود داشته است در دوران حیات انسان زنان و مردان هماهنگ با تحولات اجتماعی و فرهنگی به تحول در نقشها دامن زده نقشهایی با ثبات و فراگیر و نیز فراملیتی و فرافرهنگی ایجاد کرده اند. کارآمدی و پویایی هر جامعه و خانواده ای صرف نظر از ملیت مذهب و فرهنگ به شایسته سالاری هم،افزایی توافق و همگرایی در آحاد انسانی و همترازی میان استعداد افراد و نقشهای واگذار شده متکی است. در خانوادههای بهنجار و سالم نقشها روشن بوده و به شیوه ای مناسب تخصیص داده شده اند. اعضا بر آنها توافق متقابل دارند و ضمن داشتن انسجام و یکپارچگی با یکدیگر، عملاً در حال اجرای آن هستند. کارشناسان خانواده وجود سلسله مراتب روشن و صریح درون خانوادگی را از مسائل ضروری در کارآیی خانواده در نظر میگیرند. معیار سلامتی و بهنجاری خانواده این است که هرکس در جایگاه و نقش متناسب و همسنخ خود، به ایفای صحیح نقشهای مورد انتظار بپردازد و چنانچه نقش و مسئولیت و جایگاه اعضای خانواده مبهم و یا متزلزل باشد و نیز التزام عملی به ایفای نقشهای هنجاری وجود نداشته باشد، آن خانواده نمیتواند به اهداف و کارکردهای مورد انتظار دست یابد. در الگوی مبتنی بر گزاره های اسلامی در رابطه با نقشهای جنسیتی زن و مرد و به ویژه نقشهای زن و مرد در نظام خانواده به مؤلفههای مختلف توجه شده و انتظارات همگون و هم تراز با ظرفیتهای زیستی و روان شناختی آنان و همگون با شکل گیری نظام احسن اجتماعی و خانوادگی ترسیم شده است . با بررسی و ژرف اندیشی در گزاره های اسلامی میتوان نقشهای مورد انتظار از زن و مرد را در نظام خانواده انتزاع و استخراج کرد در آیات مختلفی از قرآن کریم به مصالح و حقوق زنان و مردان اشاره میشود که بیانگر جایگاه زن و مرد و به ویژه جایگاه و حدود زنان در تعالیم اسلام است. در قرآن کریم با عنایت به نقش و جایگاه زن در ایجاد آرامش و محبت در نظام خانواده، به جایگاه ارزشی، معنوی و اخلاقی زن و مرد پرداخته است. در گزاره های اسلامی با توزیع متوازن ساختار قدرت و مدیریت خانواده به تعامل نیکوی همسران حُسن معاشرت و مهرورزی به عنوان شاه کلید کارآمدی خانواده به گونه ای منطقی و بهنجار توجه شده است؛ همچنین در اسلام با در نظر گرفتن استعدادهای متفاوت زن و مرد از هر کدام وظایف و مسئولیتی همتراز و همگون با صفات زیستی و روان شناختی و همگون با موقعیت اجتماعی آنان مورد انتظار است. امروزه به دلیل تحولات اساسی در بنیانهای اجتماعی و خانوادگی نیازمند شیوه و سبکی از مدیریت و کنشهای طرفینی از جانب زن و مرد در خانواده هستیم که از یکسو مبتنی بر گزاره های وحیانی باشد و از سوی دیگر بتواند در برابر با چالشهای پیش رو مصونیت بخشی خانواده را در مقیاس دیگر الگوها و شیوه های مدیریت، به گونه ای مطلوب تر و با اطمینان بیشتری ضمانت کند.