حکمت به معنای نوعی استحکام و اتقان و یا نوعی از امر محکم و متقن است آنچنان که هیچ رخنه و یا سستی در آن نباشد. این کلمه بیشتر در معلومات عقلی و حق و صادق استعمال میشود و معنایش در این موارد این است که به هیچ وجه بطلان و کذب در آن معنا راه ندارد. پس حکمت عبارت است از قضایای حقهای که مطابق با واقع باشد، به نحوی که مشتمل بر سعادت بشر باشد؛ مثلاً معارف حقه الهیه درباره مبدأ و معاد باشد و یا اگر مشتمل بر معارفی از حقایق عالم طبیعی است معارفی باشد که باز با سعادت انسان سروکار داشته باشد؛ مانند حقایق فطری که اساس تشریعات دینی را تشکیل میدهد. (طباطبایی ۱۳۵۵، ج ۲، ص ۳۹۵ حکمت) به معنای واقعی آن با پیدایش انسان پدید آمد و به همراه او رشد و تعالی یافت و همچنان با زندگی او در آمیخته و هرگز از وی دست برنمیدارد؛ زیرا واژگانی چون چرا به چه علت برای چه چیستی و.... هیچگاه از انسان دست برنخواهند داشت؛ شاید دست کم بخشی از فلسفه و معارف حکمی در پی این رسالت مهم برآمدهاند انسان دارای تفکر عمیق و ژرف کاو اولى الالباب بی نیاز از این رویکرد و نگرش نیست نگاه جامعنگر، کلینگر و ژرفنگر با روی آورد فلسفی بیشتر در دسترس قرار میگیرد.