کتاب فلسفه علم اصول 1: مکتب های اصولی موجود و مطلوب
گزیده ای از کتاب
فلسفه علم
دانشوران تا حدود دو قرن پیش در غالب رشته های علمی درباره دو سنخ از موضوعات بحث میکردند:
الف) امور تکوینی مانند حرکت اجرام آسمانی، جسم یا روان انسان؛
ب) امور اعتباری مانند قواعد دستور زبان مثل صرف و نحو، قوانین لازم برای اداره جامعه و نظم مطلوب کشور.
ولی رشته علمیای وجود نداشت که موضوعش رشته علمی دیگری باشد و آن رشته علمی را توصیف یا تحلیل یا آن را نقد و ارزیابی کند و احیاناً توصیه هایی درباره آن ارائه دهد؛ به تعبیر دیگر رشته علمیای وجود نداشت که در آن به یک رشته علمی از بیرون نگاه شود و نقاط ضعف و قوت آن شناسایی و بررسی گردد و به صورت طبیعی ظرفیتهای آن رشته علمی برای پاسخگویی به نیازهای هر زمان به خوبی شناسایی بگردد. آسیبهایی که ممکن است آن رشته علمی را در حال یا آینده نه چندان دور تهدید کند شناخته شود و ترمیم و بازسازی و به روز رسانی آن رشته علمی طبق اهداف و انتظاراتی که از رشته علمی در هر برهه زمانی مد نظر است به شکل جدی و به عنوان یک برنامه منسجم دنبال گردد مواردی را که امکان داشت از ظرفیت دیگر رشته های علمی استفاده شود احصا شود و به تعبیر مختصر علوم درجه دوم و فلسفه علمها شکل نگرفته بود نه از فلسفه فیزیک خبری بود و نه از فلسفه ریاضی نه از فلسفه حقوق و نه از فلسفه دیگر رشتههای علمی آری برخی از دانشوران رشته های علمی دغدغه هایی درباره کاستی ها و چالش های رشته های علمی خود داشتند و در این زمینه فعالیتهایی انجام میدادند؛ ولی این تلاش ها به صورت بنیانگذاری یک رشته علمی جداگانه که رشته علمی دچار کاستی و آسیب را از جنبههای گوناگون ارزیابی و بررسی کند و راهکارهایی جهت توانمندسازی بازسازی و به روزرسانی و در یک کلام تقویت، تعمیق و توسعه آن ارائه دهند نبوده است بلکه مطلبی را به رشته علمی میافزودند و بعدی از ابعاد یک رشته علمی را تقویت میکردند تا بتوان آن رشته علمی را برای پاسخگویی به مسائل روز توانمند ساخت یا اگر تشخیص میدادند آسیبی به یک رشته علمی وارد شده و آن را از مسیر گذشته اش منحرف میکند اقداماتی را برای بازگرداندن آن به مسیر سابقش انجام میدادند، مانند آنچه وحید بهبهانی شاگردانش و دیگر دانشوران اصولی مسلک مثل شیخ انصاری درباره آسیب اخباری گری به فقه و اصول تشخیص دادند و با آن به شکل علمی مقابله کردند.