رخدادهای تاریخ اموی، امپراتوری اسلامی گسترده ای را تشکیل داد که عناصر متعددی برآن اثر گذاشتند و شاهد بنیان اجتماعی و قومی ناهمگونی بود. تحولات سیاسی - ،اجتماعی، مسیر و روش آن را مشخص کرد. عامل اصلی در ایجاد این رخدادها و تحولات عقیده بود که تأثیر ریشه ای در جامعه اسلامی داشت. لذا بر این باوریم که حکومت اموی از تأسیس تا انقراض برای مورخان بزرگ گذشته و معاصر به طور نسبی معمای سربسته ای را ساخته است که در نوشته های ایشان آن را با رنگهای تیره وصف کردهاند. اساساً تاریخ اموی به عللی تاریخ مبهمی است و آن چنانکه باید به آن پرداخته نشده است.
بارزترین این علل عبارتند از:
- موضع خصمانه ای که خصمانه ای که بیشتر امویان از آغاز در برابر دعوت اسلامی اتخاذ کرده و مخالفت به دوش گرفته در برابر صاحب دعوت وارد جنگهایی شده و تا فتح مکه به اسلام گردن ننهاده بودند این ضعفی بود که مخالفان برای ضربه زدن به آنان از آن بهره پرچم می بردند.
-اوضاع سیاسی پس از قتل عثمان، امویان را وارد درگیری سیاسی و نظامی با اهل بیت (ع) کرد. با توجه به جایگاه ایشان در میان مردم احساسات بیشتر مردم به اهل بیت (ع) متمایل و تنفر عمومی از امویها و نافرمانی از آنان را موجب شد خطاهایی مانند حادثه کربلا و حمله به دو شهر مقدس مکه و مدینه احساسات مسلمانان را برانگیخت و تصویر تیره تری در اذهان نقش زد و موجب نافرمانی از برخی خلفا شد.
-چندگانگی دشمنان بنی امیه به علت تعدد دسته ها و گروههای اسلامی که عرصه سیاسی بعد از قتل عثمان و جنگ صفین شاهد آن بود؛ اعم از شیعه خوارج و کسانی که به حکومت چشم دوخته بودند یا کسانی که از حکومت بنی امیه متنفر بودند.
-گسترش افکار خصمانه برضد امویان در جامعه اسلامی که در میان مروجان این افکار، افرادی مانند عباسیان بودند که از رقبا و دشمنان بنی امیه به شمار میآمدند. اینان خطای کوچک را بزرگ جلوه میدادند، دروغ میساختند و روایاتی جعل میکردند. این اخبار تا آغاز عصر تدوین بر زبان مردم جاری بود. مورخان سنی روایات شنیده را به جز مواردی بدون نقد یا تحلیل و یا کاوش تدوین میکردند. از این رو نوشتههای ایشان مشتمل بر روایتهای متضاد و ساختگی بود و به دستاویزی برای مجادلات ناکام تبدیل شد؛ به گونه ای که وابستگیها و احساسات را با حقایق تاریخی در هم آمیخت و گاهی از برخورد با رخدادها در چهارچوب واقعیت عاجز میشد. از طرفی تاریخ اموی،ها در دوران عباسیان تدوین شد و دشمنی عباسیان با آنان نقش بارز و اساسی در مشوش کردن این تاریخ و از بین بردن نشانههای آن داشت.
بدین علل این حکومت با حملات سختی مواجه شد که هدف آن حملات براندازی حکومت اموی بود. این حملات را عده ای از نیروهای فعال در صحنه سیاسی سامان می دادند. شیعه در شمار گروههایی بود که از آغاز پیدایش حکومت اموی، پرچم مخالفت با این حکومت را برافراشت. محور درگیری میان دو طرف اصل خلافت و دیدگاه هر کدام از آنها درباره مفهوم و ماهیت آن بود. این درگیری به نزاع سیاسی و نظامی تلخی میان ایشان منجر شد و شیعه در همکاری با عباسیان با هدف ضربه زدن به امویان و نابود کردن حکومت شان کوتاهی نکرد.