دین از حقایقی است که در عرصه های گوناگون انسانی حضور جدی دارد و دین پژوهی نیز متناظر با این عرصه،ها شاخههای عدیده ای یافته است روانشناسی دین، یکی از شاخههای مهم دین پژوهی است که با دین ورزی و دینداری ربط و نسبت وثیق دارد.
روانشناسی دین، به بررسی پدیده دینداری از منظر روانشناسی میپردازد و درصدد توصیف و تبیین عوامل و زمینههای دینداری، ابعاد آن، سنجش و اندازه گیری دینداری و آثار و پیامدهای آن در زندگی فردی و اجتماعی است. روانشناسی از همه توان و اندوخته علمی خود در بررسی دینداری بهره میبرد و با استفاده از روشهای پژوهش پیشرفته، پدیدارهای دینی را زیر ذره بین علمی قرار میدهد. به همین دلیل میتوان روانشناسی دین را یکی از شاخه های روانشناسی نیز دانست. امروزه در انجمن روانشناسی آمریکا، بخش مستقلی به روانشناسی دین اختصاص یافته است و نشریات ،علمی پایگاههای اینترنتی و همایشهای مستقل ویژهای به این موضوع میپردازند و توجه به آن به گونهای افزایش یافته است که به عنوان یک درس رسمی در بسیاری از دانشگاههای معتبر دنیا جایگاه خود را یافته و حتی در برخی از مؤسسه های علمی رشته ای تخصصی به شمار میآید.
در عین حال در ایران این موضوع چنان که باید و شاید جایگاه مناسبی ندارد و کتب معتبر علمی تألیفی یا ترجمه ای در این موضوع به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسد. البته مقالات متعددی در این زمینه و موضوعات وابسته وجود دارد و برخی همایشها و نشستهای علمی نیز به این مسئله اختصاص یافته است. این در حالی است که پس از انقلاب اسلامی با توجه به حضور بیشتر دین در متن زندگی مردم ضرورت بررسی علمی دینداری دو چندان شده و نهادهای گوناگون دولتی و غیر دولتی تغییرها و نوسانهای دینداری آحاد مردم را در دستور کار خود قرار داده اند. بدیهی است پیمایش و سنجش دینداری نیز بدون توجه به مبانی نظری که بخش مهمی از آنها در روانشناسی دین بحث میشود نارسا و بی بنیان است.
ضرورت پرداختن به روانشناسی دین، از نظر دیگری نیز قابل پیگیری است و آن وجود فضای منفی در مورد دین میان برخی روانشناسان است که تا حدی به دلیل توجه به آرای فروید در خصوص دین است در حالی که امروزه دیدگاه فروید دربارۀ ،دین در محافل علمی و دانشگاهی چندان مورد توجه و اعتنا قرار نمیگیرد و به آرای روان شناسانی که دید مثبتی به دین دارند همانند ویلیام جیمز، یونگ و آلپورت بیشتر پرداخته میشود. همچنین از دهه ۱۹۷۰م، به این سو، کسانی چون ویکتور فرانکل پل واتسون، دیوید براون، رالف هود، مایکل آرگیل و پارگامنت به تحقیق و نظریه پردازی در ابعاد گوناگون روانشناسی دین پرداخته و نوشتههای قابل توجهی در این زمینه انتشار دادهاند. این کتاب با عنوان درآمدی بر روانشناسی دین، به دلیل مجال اندک و اینکه نخستین اثر در این موضوع است به همه مباحث روانشناسی دین و همه دیدگاهها و نظریهها نپرداخته ولی کوشیده است تا مهمترین آرا و مسائل را مورد توجه قرار دهد. در فصل اول به تعریف روانشناسی دین تاریخچه و روش شناسی آن پرداخته شده است. در فصل دوم نظریه های سه روانشناس بزرگ یعنی ویلیام جیمز فروید و یونگ بررسی و نقد شده اند. فصل سوم به ابعاد دین و دینداری، شرایط فهم دینداری و دیدگاههای مربوط به ابعاد دین پرداخته است. در فصل چهارم تاریخچه و روشهای اندازه گیری دینداری مبانی نظری و مشکلات اندازه گیری دینداری مورد توجه نویسندگان بوده است. سرانجام در فصل پنجم آثار دینداری در سطح فردی و اجتماعی و نیز هزینه های دینداری بررسی شده است در ویراست دوم، پنج فصل کتاب در دوازده درس تنظیم شده که هر درس براساس اصول آموزشی مشتمل بر اهداف درس، پرسش، تحقیق و منابعی برای مطالعه بیشتر است. عنایت و توجه به اهداف درس، دانشجو را در جهت فهم بهتر مطالب هدایت میکند. پرسش و تحقیق یادگیری عمیق تر مباحث را ممکن میسازد و منابعی برای مطالعه بیشتر محدوده مطالعات را گسترش میدهد و دانشجویان را با فضاهای جدیدتر و متنوع تر آشنا می سازد. افـزن بـر ایــن واژه نامه فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسی نیز به متن افزوده شده است.