بی گمان نام شیخ شهاب الدین سهروردی (۵۴۹-۵۸۷ه.ق) یکی از نخستین نامهایی است که از تعبیر «فیلسوفان بزرگ ایران و اسلام به ذهنها متبادر می شود. وی مؤسس و مدوّن حکمت اشراق است. مکتبی که در مواجهه و چالش با مکتبهای فلسفی مشائی و کلامی و تحت تأثير حكمت ذوقی و مشرقی ایرانیان قدیم، سقراط و افلاطون، حکمت زرتشتی، حکمت بودایی و هندی عرفان و تصوف اسلامی و بیش از همه ذوق، سرشار و روح حقیقت خواه خود سهروردی بروز و ظهور یافت به یقین حکمت متعالیه صدرایی در پیدایش خود، بیش از همه مرهون حکمت اشراقی سهروردی است؛ چه در آن نظریه ها و مبانی که مستقیماً از سهروردی برگرفته، و چه در الهامات و بارقههایی که بر اثر مطالعه و سنجش و نقادی این دستگاه فلسفی در نظام واره حکمت صدرایی خوش نشسته است.
با اینکه حکمت اشراقی در کنار حکمت مشائی و حکمت متعالیه یکی از سه مکتب عمده فلسفی مسلمانان است عوامل بسیاری در طول تاریخ و به ویژه در دهههای اخیر زمینه بیتوجهی و غفلت از این دستگاه مهم فلسفی شده است. یکی از عوامل بسیار مهم برای این بی توجهی اجمال ابهام و دشواری کتابها و آثار شیخ اشراق است که شرحهای ارجمندی چون، شرح شهرزوری و شرح قطب الدین شیرازی نیز نتوانسته این معضل را فرو گشاید؛ به ویژه در عصر حاضر که خواندن چنین آثار کلاسیکی از عهده کمتر کسی بر میآید و بیشتر استادان و دانشجویان حوصله چندانی برای تدقیق و تأمل در فهم چنین نوشته هایی ندارند و همین امر زمینه بی رغبتی محققان را به حکمت اشراق افزون کرده است این مشکل گرچه در خصوص حکمت مشاء و تا حدی حکمت متعالیه نیز صادق ،است ولی دوباره خوانی و بازنگاری آثار این دو مکتب فلسفی به سبکهای جدیدتر و رایج بودن تدریس آنها، تا حد بسیاری از این مشکل کاسته .است. متأسفانه درباره حکمت اشراق این مسئله تحقق نیافت.
امروزه اگرچه به همت انجمن حکمت و فلسفه ایران بین سالهای ۱۳۵۵-۱۳۵۶ مجموعه مصنفات شیخ اشراق به تصحیح و تحقیق محقق ارجمند هنری کربن و دکتر سید حسین ،نصر یکجا چاپ شده است، ولی در اقبال به مکتب اشراقی تاثیر چندانی نگذاشته و جز معدود آثاری که از آن زمان تاکنون در باب حکمت اشراق نگاشته شده دیگران توجه زیادی به احیا و بازخوانی این مکتب فلسفی از خود نشان ندادهاند.