از آغاز تاکنون بر این امر واقف بوده که صراط مستقیم و راه حق و فهم صحیح قرآن که گمراهی در آن راه ندارد، تنها با گردن نهادن به سخن رسول خدا الا الله است که فرمود: «انی تارک فیکم الثقلين كتاب الله و عترتى ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا ابداً». ميراث گرانبهای من در میان شما قرآن و عترت است که اگر به این دو چنگ زنید، هیچگاه گمراه نخواهید شد. بی شک هر کس یکی از این دو گران بها را بدون دیگری داشته باشد، به یقین راهی بر خلاف حدیث ثقلین رفته است. این اصل شعار جاوید تشیع و رمز ماندگاری و پویایی آن بوده است که دست برداشتن از آن به معنای حذف ماهیت تشیع و استحاله آن است. تاریخ امامان شیعه به خوبی نشان میدهد که آنان به تبعیت از رسول خدا له له له همواره امت اسلام را به این شعار جاودان فرا خوانده و خواسته اند که به حدیث ثقلین بازگردند و وحدت حقیقی را که رستگاری امت در آن است، تنها در این حدیث جستجو کنند. این خواسته و شعار جاودانه خط مشی یا محور اصلی تمام قیامها و دولتها و خاندانهای شیعی بوده است که هر اندازه آنان نیز در پی اجرائی کردن حقیقی این حدیث بودهاند توفیق یارشان بوده و کمتر گمراهی در آن راه یافته است.
به جز چند سال حکومت محدود امیرمؤمنان علی الا اسف مندانه باید گفت حاکمان اموی و عباسی مانع از خلافت امامان شیعه و اجرائی کردن این دستور حیاتبخش ثقلين شدند و با غیبت کبرا جامعه نیز از حضور مستقیم امام علیه محروم ماند. ظهور قیامهای شیعی - هر چند غالب آنها سرکوب شد و به خون نشست. اما به یقین زمینه ساز شکلگیری دولتهای شیعی در شرق و غرب جهان اسلام شد و با حمایتهای آنان فرصتی برای شیعه به وجود آمد تا بتواند اندیشهها و شعارهای سیاسی - فقهی - اعتقادی برگرفته از ثقلین را که چیزی جز تعالیم اسلام نبوده، حیات دیگری بخشد و به منصه ظهور رساند. نقش خاندانهای شیعی و علما در این نهضت همه جانبه نقش کلیدی بود. تاریخ حیات سیاسی فرهنگی شیعه کاملاً نشان میدهد که تشیع به سهم خود در کنار دیگر مسلمانان تعاملی سازنده داشته و به خصوص در بسط و گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی نقشی بسزا داشته است.