وَلَمَّا وَرَدَ مَاء مَدينَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأَتَينِ تَدُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّى يَصْدِرَ الرِّعَاء وَأَبُونَا شَيخ كَبِيرٌ * فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظَّلَّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَى مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ». شیعه پژوهی در دهه های اخیر با گامهایی بلند پا به عرصه هایی نو نهاده است. دامن گستراندن این پژوهشها به موضوع های نو و شناخت چهره ها نوشته ها و جریان های کمتر شناخته شده از یک سو و به کارگیری روشهای پژوهشی نو و چیرگی تدریجی رویکرد مسئله محوری و معطوف شدن مطالعات و پژوهشها به انبوه پرسشهای نوپدید از سوی دیگر سیر تحول شیعه پژوهی را به موضوعی شایسته درنگ و ژرف کاوی تبدیل کرده است. در این میان، تاریخ تشیع و تاریخ شیعیان را باید بیگمان در شمار پهنههایی شمرد که ضمن تأثیرپذیری از شیعه پژوهی نوین از رویکردهای نو در تاریخ پژوهی هم متأثر بوده است. فرود آمدن پرنده تاریخ پژوهی که فراز قله ها جولانگاه آن بود - به دامنه کوه و جانشین ساختن یا دست کم همنشین کردن توده های مردم با قهرمانان و نخبگان در رقم زدن رویدادهای تاریخی را که به آن تاریخ اجتماعی گفته میشود؛ میتوان مهمترین تحول در رویکردهای تاریخی دوران معاصر برشمرد تاریخ اجتماعی شیعیان زاده پیوند این دو نگاه است.
تصویب وزرات علوم تحقیقات و فناوری رسید و در سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵ در قالب اجرای این برنامه به دانشجویان ارائه شد، مدیریت کلاس در هر دو نوبت بر عهده نگارنده بود. اجرای برنامه تاریخ تشیع در مقطع کارشناسی ارشد از سوی برخی مؤسسات آموزش عالی قم سبب شد که از همان سال نخست ورود نگارنده به شهر قم در سال ۱۳۸۵، در عمل درگیر ارائه این رس باشم. نگارش چند مقاله و ایراد چند سخنرانی و راهنمایی چند پایان نامه و رساله با بن مایه تاریخ اجتماعی شیعیان که هنوز م ادامه دارد - و استقبال نسبی طلاب و دانشجویان از این قلمرو مطالعاتی و پژوهشی جدید، انس مرا با مقوله تاریخ اجتماعی شیعیان بیشتر کرد و پیوندم را با آن استوارتر ساخت و بر همین ،پایه دعوت دوستان گروه تاریخ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در سال ۱۳۹۰ را برای تدوین متنی در این زمینه به عنوان پاسخ به یک نیاز بر خود فرض دانستم. آنچه پیش روی شماست ره آورد مطالعات و تأملاتی است که در هفت سال گذشته تاکنون به کندی و گاه با درنگهایی طولانی صورت بسته است.
توضیحاتی چند بند ذیل میتوانند روشنگر پاره ای ابهامها باشند.
این کتاب همان گونه که نام آن حکایت دارد درآمدی است برای یک کار گسترده در زمینه تاریخ اجتماعی شیعیان و وظیفه خود را تنها بیان مفاهیم و کلیات این موضوع تعیین کرده است. این کتاب به سان المقدمه است برای العِبَر زیست اجتماعی شیعیان در گذر تاریخ پس آنچه به ویژه درباره عوامل مؤلفه ها و منابع تاریخ اجتماعی شیعیان در این کتاب آمده حتماً باید با این سطح انتظار داوری شود.
در هم تنیدگی مباحث عمومی تاریخ اجتماعی با تاریخ اجتماعی شیعیان در این کتاب امری گریزناپذیر است. با توجه به اینکه هنوز متون ناظر به این حوزه مطالعاتی در زبان فارسی بسیار اندکاند، به ناچار نخست باید مفاهیم عمومی آن توضیح داده شده، سپس بر تاریخ اجتماعی شیعیان تطبیق داده میشد. ارائه این مطالب در دو بخش یا حتی یک کتاب مستقل از هم ناگزی به تکرار بخشی چشمگیر از مطالب میانجامید و وانهادن مباحث عمومی تاریخ اجتماعی نی بی تردید ابهام هایی فراوان را به دنبال داشت.
منابعی که در این کتاب به آنها ارجاع داده شده به آسانی میتوانست تا دو و حتی چند بر افزایش یابد؛ به دو سبب چنین نشد پرهیز از افزوده شدن حجم کتاب و دوری جستن از آور مطالبی کم فایده برای دانشجویان، به ویژه در روزگار ما که شناسایی منابع و ارجاع به آنها دشواری دهههای پیشین را ندارد.