مشاوره و روان درمانگری فرآیندی تعاملی و تخصصی است که هدفش اصلاح یا ارتقای سطح بهداشت روانی یا سلامت روان شناختی و مؤلفههای مربوط به آن مانند تسهیل در تصمیم گیری است. این حوزه از رواشناسی از مهمترین دستاوردهای علمی استفاده کرده و از فعالیت ها یا عناصر مختلفی تشکیل شده است. روان درمانگری و مشاوره را از آن جهت علمی میدانند که براساس روش علمی قابل تعریف است؛ مشاور یا روان درمانگر براساس یافتههای قبلــی خـــود درباره مشترکات انسانی و نیز اطلاعات جمع آوری شده با روش دقیق علمی از مراجع خود دست به فرمولبندی فرضیاتی دربارۀ پدیدایی تحول و ساخت مشکل یا اختلال مراجع میزند و براساس برنامه ای که در آن همه متغیرهای مداخله گر شناسایی کنترل تعدیل و مطالعه میشوند؛ اثر برنامه مشاوره و درمان خود را بر مشکل مراجع بررسی میکند. فرض این متخصصان بر این است که این برنامهها قبلاً در صحنه عمل آزمون شده و نواقص آنها برطرف گردیده است و برای این مشکل، مراجع بهترین نتیجه را در پی خواهد داشت. مدارک موجود که مبنای یک اصل علمی قرار میگیرند از منابع مختلفی به دست میآیند. اغلب آنها از تجربه های انباشته شده متخصصان همین رشته در طول سالها تلاش و تحقیق است؛ اما مبانی این مداخلهها در بسیاری از مواقع صرفاً بر تجربه علمی استوار نیست و حاصل شهود و فلسفههای حاکم زمانه نیز میباشد؛ علاوه بر این به دلیل تفاوتهای فردی و منحصر به فرد بودن هر انسان فرضیه یک مشاور و درمانگر هر چند هم دقیق باشد. به علت اینکه مبتنی بر تجربه های قبلی است، نمیتواند قابلیت تعمیم کامل را برای مراجعان بعدی داشته باشد. از این رو یک مشاور و نمیتواند روان درمانگر وقتی کارش را براساس یک مدل آغاز کرد از خلاقیت و هنر خود استفاده میکند و در خلال فرآیند مشاوره، الگوی خود را متناسب با جنبه های منحصر به فرد مراجع خود تغییر میدهد؛ این تغییر مانند تعمیر یک هواپیمای در حال حرکت و کاری بسیار دشوار و پرمسؤولیت است. شاید یکی از دلایلی که روان شناسان در صحنه عمل گرایش به رویکردهای یکپارچه دارند، دستیابی به الگویی جامع برای کار خود باشد سؤالی که بی پاسخ میماند، این است که آیا علم به دلیل طبیعت ابطال پذیری و مبتنی بودن بر فرضیات تجربی میتواند به این مهم دست یابد؟
هر چند گشودگی فضای پژوهشهای علمی نسبت به تجربههای جدید باعث پویایی علم و از مزایای آن تلقی میشود، اما آرزوی یک عالم یا به طور اخص یک روان درمانگر و مشاور این است که با قطعیت بیشتری به مراجع خود کمک کند و او را برای همیشه از رنج روانی برهاند. به همین دلیل نسل جدید پژوهشهای بالینی بر این نکته تمرکز دارند که کدام روش روان درمانگری و مشاوره دارای اثر بخشی بیشتر و نتایج ماندگارتری است.