کتاب مصور حاضر، داستانی است که با زبانی ساده و روان برای گروه سنی (ب) نگاشته شده است. در اين داستان يکشنبهها، «سی جی» و مادربزرگش «نانا» سوار اتوبوس میشوند و از اين سر شهر به آن سرش میروند تا برسند به ايستگاه خودشان در خيابان مارکت. اما امروز «سی جی» خوشحال نيست و مدام میپرسد چرا آنها بايد زير باران منتظر بايستند و چرا مثل بقيه دوستانش ماشين ندارند. حالا «نانا» سعی میکند که چشمهای «سی جی» کوچولو را به روی زيبايی واقعی دنيای اطرافش باز کند.