در اين كتاب از استادانی سخن گفته شده است كه پيامشان به دو چيز خلاصه میشود. (خود را بشناس، آنگاه همنشين خدا باش) در اين كتاب، فقط از نحوه شناخت خدا، با انواع نمونهها، صحبت شده است و هر چند بسياری افكار و انديشههای جديد و نو به خوانندهها عرضه میكند، ليكن در نهايت به اين نتيجه میرسيم كه اين اشخاص نيز فقط قصد رسيدن سريعتر به قلمرو الهی را دارند و بس. اين جا معبد سكوت است، جايگاه قدرت. زيرا سكوت با قدرت مترادف است. هنگامیكه ما در ذهنمان به مكان سكوت می رسيم، به جايگاه قدرت رسيده ايم. در آنجا هيچ چيز نيست مگر وحدت. «سكوت اختيار كنيد و بدانيد من پروردگارتان هستم». هنگامی كه نيروهايمان را به مركز انرژی واحدی می آوريم، در سكوت با خداوند ارتباط برقرار می كنيم. اين ميراث واقعی بشر است. «من و پروردگار يكی بيش نيستيم». بشر الهی هميشه جاودان است. تنها كافی است يك معبد واحد بسازيم آن هم برای خداوند كه درون ماست و آن وقت روح الهی ضمير آگاه ما را پر می كند و اوهام مربوط به گناه و بدبختی و مرگ ديگر وجود نخواهد داشت. «اين است هدف اصلی سكوت»....