این رمان ملهم از نوشتههای «جورج اورول» در سال ۱۹۸۴ و نیز تا حدی «کافکا» است. مضمون کلی این کتاب، نظارتی است که بر تودهها اعمال میشود. شما به صورت استعاری به جزیرهای میروید که در آن نیروی ناشناسی مردم را وادار میکند که چیزهای خاصی را فراموش کنند؛ کلاهها، عطرها، پرندگان و روبانها را. در این رمان هماهنگ با فراموش شدن این چیزها از خاطرات، آنها از دنیای واقعی هم حذف میشوند. پلیس در همه جا حاضرِ جزیره، به صورت مداوم خاطره این اشیا را از ذهنها میزداید، اما... .