درباره کتاب انجمن نجات تک شاخ 1 : موجود عجیب جنگل کاج
صدای کلفتی از پشتِ سرشان گفت: «کاملاً درسته.» چرخیدند. پروفسور از زیرِ ابروهای پاچهبُزیاش با دقت نگاهشان میکرد. «خب شاید واقعاً مجبور بشین از کاجستون فرار کنین؛ چون همونطور که گفتم، این جنگلها میتونن مرگبار باشن، ولی برای حفظ کردن نقشه خودت رو به زحمت ننداز؛ تقریباً غیرممکنه بتونی از روی نقشه راهِ خروج رو پیدا کنی، اون هم بین اون همه دوراهی و زمینهایی که بهخاطر آتشسوزی درختهاش رو قطع کردن و حالا شبیه جادهن، اما جاده نیستن. این نقشه یه جورهایی مثل... یه تلهست.» پروفسور فانا لبخند پهنی به آنها زد و بعد یکدفعه رویش را برگرداند و رفت.